على محمدى خراسانى

66

خارج اصول (فارسى)

بلكه بر اساس مشورت و ملاحظات و مناسباتى هركسى به سليقهء خويش اسمى را اختيار مىكند و در اين بخش قطعا وضع جنبهء بشرى دارد . و در اسماء اجناس و ماهيّات نيز آندسته كه مربوط به مؤلفّات و مصنّفات و صناعات و مخترعات هرعصر و نسل است مثل اعلام شخصيّه است كه خود نويسنده يا صنعتگر و مخترع و هنرمند اسمى را براى كتاب يا اختراع خويش مىگذارد و باز جاى ترديد نيست كه وضع جنبهء بشرى دارد و اين امرى وجدانى است و نياز به اقامهء برهان ندارد . انّما الكلام در اسماء اجناس و ماهيّات و حقايق خارجى و طبيعى و تكوينى است ( مثل آب ، آتش ، هوا ، انسان ، اسب ، كبوتر و . . . ) كه واضع نخستين اين اسمها در هرلغت و زبانى چه كسى است ؟ آيا خداوند است ؟ يا خود انسانها هستند ؟ به عقيدهء ما خود انسانها هستند كه از صفر شروع كرده‌اند و اندك‌اندك كاروان عظيم الفاظ و كلمات را به‌وجود آورده‌اند ، البتّه نسبت به انسانهاى قبل از حضرت آدم ابو البشر كه هزاران سال و بلكه صدهاهزار سال و بلكه ميليونها سال پيش روى زمين زندگى مىكردند فعلا بحثى نيست و ما هيچ دليل عقلى و برهانى يا نقلى و تعبّدى نداريم كه آنها چگونه بودند و اصولا سخن مىگفتند يا نه ؟ تنها از زبان باستان‌شناسان و زبان‌شناسان مطالبى نقل شده كه در ادامه خواهيم آورد . ولى نسبت به انسانهاى فعلى كه نسل آنها به حضرت آدم عليه السّلام مىرسد و حدّاكثر ده‌هزار سال است كه روى زمين زندگى مىكنند اگر نظريّهء ترانسفورميسم ( اعتقاد به تغيير و تحوّل انواع ) را بپذيريم كه از سلّول شروع شده و تدريجا تكامل يافته تا به اين مرحله از وجود رسيده ، بايد گفت رشد زبان و پيدايش آن نيز بر اساس قانون تكامل بودن و تدريجا به اين مرحله رسيده و دقيقا مثل كودكى است كه تازه از مادر متولد مىشود و تدريجا رشد مىكند . و اگر نظريّهء فيكسيسم ( ثبوت‌گرائى يا اعتقاد به ماندن ، بىحركتى و عدم